نقطه سر خط

سفید ٬ بنویس سفید
سفید
غلطه
باید سفیدو با سفید نوشت
سفید
خوبه ( خر شد ) . بنویس دنیا سفید است . همه سفید اند . همه چیز سفید است . زندگی سفید است .
دنیا سفید است . همه سفید اند . همه چیز سفید است . زندگی سفید است .
ای نفهم بی شعور . میگم با سفید
دنیا سفید است . همه سفید اند . همه چیز سفید است . زندگی سفید است .
خب حالا نقطه سر خط .
بنویس سفید
احمق ٬ ...
ـ باشه باشه با سفید مینویسم سفید .
خوبه . حالا بنویس دنیا سفید است ...
( پیوسته شد این سلسله تا روز قیامت )
پ.ن :
تا کی می خوای هر چی بهت دیکته میکنن رو بنویسی ؟ اینهمه دود تهرانو نمیبینی ؟ سفیدش کجا بود بد بخت ؟ ( هی تند نرو ٬ تهرانو میگم )
پ.ن ۲ :
چی سفیده رفیق ؟ ای بابا . شب سیاه خدا رو نگا کن ! باز میگه سفید
پ.ن ۳ :
نه انگار بد خرت کردن
پ.ن ۴ :
یه بار با چشای خودت ببین ٬ چی می بینی ؟ نه خداییش .
پ.ن ۱ + ۴ :
چه حاجت به بیان است ...
پ.ن ۲ + ۴ :
من که میگم همون خاکستری !



دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر