2×0=0

چه دانٍستن های تلخی ...

خاکستری

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت 0:57 توسط سایلاس  | 
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتیم که یافت می نشود گشته ایم ما
گفت آنچه یافت می نشود آنم آرزوست ...
  • خانه
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
نوشته‌های پیشین
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • اسفند ۱۳۸۶
  • دی ۱۳۸۶
  • آذر ۱۳۸۶
  • آبان ۱۳۸۶
  • مهر ۱۳۸۶
  • شهریور ۱۳۸۶
  • مرداد ۱۳۸۶
  • تیر ۱۳۸۶
  • خرداد ۱۳۸۶
  • اردیبهشت ۱۳۸۶
  • فروردین ۱۳۸۶
پیوندها
  • نسیان
  • چمن
  • غارنشین
  • پنجره ها باز...
  • بارستين باز مصلوب . . . !
  • مرا نادیده بشناسید
  • همکنون
  • !GentleMEN
  • دانه’ تلخ خاموشی ...
  • 68 تی !
  • و هنوز ...
  • چه دور است خدایی که در این نزدیکیست ...
  • آهسته وحشی میشوم ...
  • قاب رویا
  • روزنه
  • یادداشت های یک ذهن زمینی
  • باطله ی ذهنم
BLOGFA.COM