2×0=0
چه دانٍستن های تلخی ...
YYY
من ترجیح میدم که ما مث یه نوار باشیم .
نازک ٬ اما دراز
+
نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر ۱۳۸۷ ساعت 22:36 توسط سایلاس |
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتیم که یافت می نشود گشته ایم ما
گفت آنچه یافت می نشود آنم آرزوست ...
خانه
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
شهریور ۱۳۸۷
مرداد ۱۳۸۷
تیر ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
اردیبهشت ۱۳۸۷
فروردین ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آذر ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
شهریور ۱۳۸۶
مرداد ۱۳۸۶
تیر ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
اردیبهشت ۱۳۸۶
فروردین ۱۳۸۶
پیوندها
نسیان
چمن
غارنشین
پنجره ها باز...
بارستين باز مصلوب . . . !
مرا نادیده بشناسید
همکنون
!GentleMEN
دانه’ تلخ خاموشی ...
68 تی !
و هنوز ...
چه دور است خدایی که در این نزدیکیست ...
آهسته وحشی میشوم ...
قاب رویا
روزنه
یادداشت های یک ذهن زمینی
باطله ی ذهنم
BLOGFA.COM