|
NEVER & EVER
شنبه بیست و سوم شهریور 1387 OVER & OUT
REALLY …
پ.ن : اینبار دیگر واقعی ست ، مطمئنم .
تو هم مطمئن باش ، که تعطیل شد ، برای همیشه
anxios
دوشنبه هجدهم شهریور 1387
اصلا یعنی چی که اینجا اسمایل عصبانی نداره ؟! ( اسمایل عصبانی )
من فقط میدونم که عصبانیم ٬ هیچ دلیل مشخصیم وا۳ ش پیدا نمی کنم . ( اسمایل عصبانی )
پ.ن :من چرا اینهمه فکر میکنم ؟! منظورم اینه که چرا نمیتونم فکر نکنم ؟! ( اسمایل عصبانی )
هــــــَــــــــــــــو اِو ِ ر ، :
... I have missed U so
( اسمایل سر در دست گرفتن )
... I feel lost
سر در دست گرفتن و بار بر دوش نهادن
یکشنبه هفدهم شهریور 1387
حرف زدن ممنوع ... اینجا فقط گریستن مجاز است ...
ویرایش : من همینجا از همه ی دوستان بخاطر مزخرف بودن پستهای اخیرم معذرت خواهی میکنم و امیدوارم که این چیزا برام "ساده" و "سبک" بشن ( آخریه مال تو بود مهتا )
تلنگر لطفا
جمعه پانزدهم شهریور 1387
- - - / - - -
سه شنبه دوازدهم شهریور 1387
مــَــــــــــــــــن خیــــــــــــــــلــــــــــــــــــــی خوشـــــــــــــــــحالـــــــــــــــــــــم
کـــــــــــــــــــــــه تمـــــــــــــــــــــوم اون مـــــُــــــــــــــــــدَّت
سـَــــــــــــــــــــــر ِ کــــــــــــــــــــــــار بـــــــــــــــــــودم ...
خـــَـــــــــــــــط
جمعه هشتم شهریور 1387 یک خط گنگ واحد پیش میرود به سوی آرزوهای مرده یک خط خمیده ی تنها میرود تا آخرین ذره ی چسب نواری که وقتی باید می بود ، نبود و حال بودنش دیگر فرق چندانی ندارد سه آرزوی مرده میروند به سوی آخرین خطوط آرزوها که در هم پیچیده اند و یکصدا فریاد میزنند که ضعیفی و 5 خط ممتد قطع میکنند همه ی خطوط را تا بگویند که تو گذشت سرت نمیشود و هزاران هزار خط خمیده ی باز ( و بسته ) می پیچند دور حقوق نداشته ای که بخاطر خودخواهی دیگران از تو گرفته شده اند و هفتاد خط شکسته ی باز ، مانند دست و پاهای شکسته ی مورچه ای بیچاره در هم گره میخورند و تعداد زیادی هم خطوط خمیده ی بسته ی دایره وار خیس می کنند صفحه ها را و بقیه خطوط هیچ نمیدانند که به چه کسی فحش باید داد به دوایر به زوایا به خود یا به خدا و عالمی دارند خطوط خمیده ی باز به همراه خمیده ی بسته شان که میشوند چیزی شبیه "؟" که تمام زندگیمان را در خود حل کرده اند و مطلق حرامند و بهترینشان همان خط صاف یا گنگ واحد است . و یا ... ترکیب همه شان که حک می کنند خطوط و حروف نافهومی را بر روی کاغذ
پ.ن: هرچند که این نوشته مال 16/3 ه ، اما حال کنونی من فقط یه خورده از این مدل خفیف تره ! ...
خواب
پنجشنبه هفتم شهریور 1387 There lives somebody In the moonlight Someone out of reach In the dark nights . . .
.
|
|
|