تبليغاتX
2×0=0

2×0=0
چه دانٍستن های تلخی ...

این روزها دارم مچاله میشوم

شنبه بیست و نهم تیر 1387

 

و نَحنُ نَحکُمُ بالظّاهر

والسَّلام

 

 

پ.ن: آدم بهتر است خفه خون بگیرد تا این همه فاجعه را به زبان آورد

+ ساعت 23:20توسطسایلاس |

when the hell freeze over

جمعه بیست و یکم تیر 1387

 

آنقدر نبوده ای که حال بودنت برایم آزار دهنده شده است

+ ساعت 17:26توسطسایلاس |

ZZZ

شنبه پانزدهم تیر 1387

 

 

خاکستری ، به تنهایی ، خیلی سیاه و سفید است . گاهی لازم است که دخترکی با کلاه و پیراهن آبی بیاید و خاکستریهای شهر را رنگ کند ( اما کِی )

و خدا ، باز هم ، ضایع میکند ، منی را ، که بار دیگر ، بر اساس ظاهر قضاوت کردم ...

 

پ.ن :

یکبار دیگر نگاهش کردم

هیچ هم هیجان انگیز نبود  

 

ح.ا : با اینهمه ، روزهای خوبی را میگذرانم ، فکر کنم .  چون ، در هر صورت ، ( و همیشه ) some times U win, some times U lose

 

+ ساعت 20:45توسطسایلاس |

YYY

سه شنبه یازدهم تیر 1387

من ترجیح میدم که ما مث یه نوار باشیم .

نازک ٬ اما دراز

 

+ ساعت 22:36توسطسایلاس |

×××

جمعه هفتم تیر 1387

 

اونجا جای من و تو نیست ...

 

پس چرا اینقدر اصرار داریم خودمونو گول بزنیم ؟ ...

 

به نظرت ... ٬ ارزششو داره ؟ ...

+ ساعت 0:38توسطسایلاس |

----

شنبه یکم تیر 1387

, Play Back Mode

 

زمانیست که همه آدمها رو به عقب راه میروند

 

hargeznabasham.blogfa

  

+ ساعت 13:4توسطسایلاس |