تبليغاتX
2×0=0

2×0=0
چه دانٍستن های تلخی ...

خلا

چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387

 

هو

 

راز درون پرده چه داند فلک خموش /  ای مدعی نزاع تو با پرده دار چیست

مدعی ؟! من ؟! باشه !

 

پ.ن : چقدر دلم پنبه میخواد ... از اینا که جرمش کمه و حجمش زیاد ... !

مرده شور هرچی خطور ناگهانیه  

 

 

+ ساعت 14:20توسطسایلاس |

مجدد ، و نه برای همیشه

یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387

 

 

در ستایش روزهای ناب خرداد ...

شهریور ٬ آغوشت را باز کن !

 

دیگر مجالی نیست برایش ... نمکی از معجزاتت را توانم دید ؟ فقط همین یکبار . خواهش می کنم ٬ سرت را برگردان . باور کن خسته شده ام ...

 

پ.ن :

خسته و غمزده ٬ با زمزمه ای حزن آلود

شب فرو می خزد از بام کبود .

تازه بند آمده باران و نسیمی نمناک

می تراود ز دل سرد شبانگاه خموش . 

 

پ.ن :

دوباره و دو باره و صد باره ... با سرنوشت من گره خورده ست ... چه می گفتی ؟ "در یک تناوب ابدی "؟ یادت میاید چه پاسخ دادم ؟ "در یک عذاب ابدی..." خوب ٬ عقیده ام عوض شد . دچار شده ام . من هم در تناوب ابدی گرفتار آمده ام . بیا تا تدبیری بیندیشیم ... 

 

پ.ن :

? I don't know why I have to stay , to say what I don't need

.

 .

.

! ... I don't know when I get this way , I'll never be alright

 

 

+ ساعت 12:20توسطسایلاس |

دات

سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387

 

- هو

 

لحظه ای چند درین لوح کبود

نقطه ای بود و سپس ٬ هیچ نبود ! ...

 

۱... ۲... ۳... ۴... ۵... ۶... ۷... ۸... ۹... ۱۰... ۱۱... ۱۲... ۱۳ ... .... ....

 

۹۵... ۹۶... ۹۷... ۹۸... ۹۹... ۱۰۰... ۱۰۱... ۱۰۲... ۱۰۳... ( لعنتی ) .... ....

 

۳۵۱... ۳۵۲... ۳۵۳... ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااه کی میدونه من چرا خوابم نمیبره ؟ ...

 

پ.ن : من میدونم که از این به بعد گوجه ی سوخته می خورم . بجای "خدای بزرگ" هم میگم "خدای متوسط" . فقط چون تو میگی . میدونی ؟ تصمیم دارم "مونا مونا" رو هم دوست داشته باشم .

اما خب ٬ اینجوری من هیچوقت خودم نخواهم بود ! ... 

ببخشید آقا/خانوم ٬ ... نه ولش کن . از خودش میپرسم !

پ.ن ۲ : من بطور کلی خودمو گم کردم ... به نظرت اهمیتی داره ؟  

پ.ن 1+1 : راستی من هرچی فوت می کنم خاموش نمیشه ... دارم شک میکنم که اصلا روزی روشن هم بوده یا از اولش ... ؟

 

 

آخ که چقدر دلم میخواد یکی الان اس ام اس بزنه ... ( هه ! زهی خیال باطل رو واسه این وقتا به کار می برن ! ... ) 

+ ساعت 15:37توسطسایلاس |

سه شنبه چهاردهم خرداد 1387

 

 

                    ندارد !

الکی زحمت نکش ٬ خبری نیست

 پ.ن : من میخوام پست بذارم ٬ کی یه سوژه ی خوب سراغ داره ؟ ( به جز پشه و ... هاله و ... موجود توی آینه ٬ خب ؟ ) 

 پ.ن 2 : پستامم مث خودم پوک شدن . ببین چه طنین مسخره ای داره : پوک ! تو این جور مواقع باید بگی : تا اطلاع ثانوی ، از پذیرفتن هرگونه کامنت به شدت معذوریم ! اما خب ، پس سوژه ها چی میشن ؟ ...

 

آب آلبالو/پرتقال خنک - یخدار می چسبه ...

 

راستی ، همه ش له شد – به کلفتی رد ماژیک

 

هه ! دارم هذیون میگم ... !

 

پوک نوشت : راستی حافظ ! میدونستی ؟ وقتی آدم حالش خوب نیس ، تنها چیزی که احتیاج نداره اینه که بهش بگی : یاری اندر کس نمی بینیم ، یاران را چه شد ...

اینو برای تقویت روابط عمومیت میگم ، کلا   

 

 

+ ساعت 23:37توسطسایلاس |