|
آدم ... ها
شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 .
آدمها ناآگاهانه حرف مفت زیاد می زنن تو آگاهانه گوشهاتو بگیر شعار هفته : بیا بریم دشت
ما اینجا هستیم ...
پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 به نام خدایی که همین دور و وراس … ساعت هشت و پنجاه و هفت دقیقه صبح وارد اتاق شدم . خودش را زیر پتو مچاله کرده بود . - سلام ، قهوه می خوری ؟ - هوا سرده ، برف میاد ؟! - نه برف نیست ، بارونه . قهوه تو شیرین کنم ؟ - مگه من قهوه خواستم ؟! - آره . شیرینش کنم ؟ - تو عجله داری ؟! - نه . شکر بریزم یا نریزم ؟ - اگه اینجوریه بریز . رفتم و با یک لیوان قهوه داغ به اتاق آمدم . آنرا روی میز کنار تخت گذاشتم . به دختری که در قاب عکس روی صخره های کنر دریا نشسته بود و لبخند می زد اشاره کردم و گفتم : خوشگله . تویی ؟! بدون آنکه برگردد جواب داد : نه . دخترمه .گفتی برف میاد ؟ - نه . بارون بود . - اون هیچ وقت سر نزد . - حتما کار داشته - ادم کار داشته باشه سر نمی زنه ؟ - اگه کارش زیاد باشه ، نه - تو گفتی که عجله نداری ؟! - نه - سرده . هوای سرد خوب نیس . گفتی بارونه ؟! - آره - سیگار می خوای ؟ - نه . اما سیگار برات خوب نیس . - تو دکتری ؟! - نه - گفتی سیگار نمی خوای ؟؟ ساعت نه و بیست و سه دقیقه وارد اتاقش شدم . به گنجه ی گوشه ی اتاق اشاره کرد و گفت : یه صندوقچه اونجاس . به طرف گنجه رفتم - گفتی آدم کار داشته باشه سر نمی زنه ؟ - نه صندوقچه را باز کردم . یک گردنبند نقره در آن بود : مال مادرم بود . اون گنج منه . حالا درشو ببند و بذارش سر جاش دوباره گردنبند را در صندوقچه و صندوقچه را در گنجه قرار دادم . سپس گفت : حالا فقط من و تو می دونیم - خوب ... ؟ - اینجوری من به یه نفر اعتماد کردم . راستی تو عجله نداری ؟؟! ساعت یازده و ده دقیقه - وای چقدر سرده . بارون بود نه ؟ - آره - تو عجله نداری ؟ - نه - آدم عجله داشته باشه سر نمیزنه ؟ - شاید - یعنی آدم چه عجله داشته باشه چه کار چه هر دو ، سر نمیزنه ؟! - معمولا - تو که عجله نداری ؟ - نه - کار هم نه ؟ - نه - خوبه ساعت دوازده و یک دقیقه - دیشب یه مقاله خوندم . تو صفحه 5 روزنامه دیروز صبح . تو خوندیش ؟! - نه - خب می تونی بعدا اینکارو بکنی . برف بود دیگه ؟ - نه . بارون بود بارون ... از پله ها پایین میروم . من کارهای بسیار مهم تری داشتم . پالتویم را پوشیدم و قدم به بیرون گذاشتم . پیش از کاملا بسته شدن در ، صدایی خفه در سوز برف گم شد : تو گفتی که عجله نداری ؟
اضافه شد :
از این به بعد می خوام تو وبم شعار هفته بذارم . اینا صرفا شعارن و به این معنی نیس که من قبولشون دارم و اینا ... شعار این هفته :
گر او بد ما به خلق گوید ما چهره به هم نمی خراشیم ما نیکی او به خلق گوییم تا هردو دروغ گفته باشیم
پی نوشت شعار هفته :
حالا که می خوان شب و روز به همدیگه دروغ بگن ٬ ساعتام دقیق شدن
|
|
|