تبليغاتX
2×0=0

2×0=0
چه دانٍستن های تلخی ...

چرخش

دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386

 

 

 

احساس می کنم فرفره مغزم افتاده دست یه بچه ای که خیلی از چرخوندنش لذت می بره ، خصوصا وقتی اصطکاکش با زمین ایجاد جرقه کنه

 

 

 

 

تو میدونی من چمه ؟؟ خودم به نتیجه ای نمیرسم

 

 

 

 

پ.ن :

 

 

نمیدونم تا حالا به قطره خونی که می چکه توی آب یه لیوان زلال دقت کردی ؟ ( اگه از خون بدت میاد جوهرو جایگزینش کن ) ( حتی می تونه خون انگشتی باشه که با چاقو بریدیش ) اول یه حلقه س . بقیه جاهای آب هم همچنان زلال می مونن . بعد یواش یواش محو میشه مث یه لکه وسط آب . بعد تو کل آب حل میشه و اثری ازش نمی مونه . حالا فک کن هی قطره های بیشتری بچکن ... نهایتا آب صورتی یا حتی قرمز میشه .

 

 

 

این منو یاد دروغ می اندازه . اولش همه ش به یادشی و واسه ت کاملا مشخصه .  بعد یواش یواش مث یه لکه تو خاطراتت به جا میمونه . بهد کاملا محو میشه و فراموشش می کنی . اما بعد چن سال که نگاه کنی ، کل وجودت میشه دروغهای فراموش شده .

 

 

 

 

 

 

پ.ن 2 :

 

 

بحثای دروغ خیلی تکراری شدن نه ؟ چه گزینه ای جایگزینش بشه بهتر ؟ دو صفر هیچ ؟؟؟؟؟

 

 

پ.ن 3 :

 

 

س ر م    خ ی ل ی    د ر د     م ی ک ن ه

+ ساعت 22:17توسطسایلاس |

کلاه

چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386

 

آدمها هی به هم دروغ میگن هی به هم دروغ میگن و اصلا هم به این فکر نمی کنن که طرف مقابلشون هم داره بهشون دروغ میگه

 

 

پ.ن :

ایندفه رو خودت باش ٬ خود خودت

پ.ن ۲ :

دروغ تعطیل . بساط دیوونگی های جدید بازه . وقتی این همه ی چیزای به اصطلاح جدیدتر وجود داره ٬ برای چی دروغگو ... ؟

پ.ن 3 :

 

هنوزم پست قبلی رو نخوندی ؟ فقط کافیه کلیک چپتو نگه داری و روش بکشی – به خط سیاهه

  

 

+ ساعت 19:4توسطسایلاس |

تا که رفتیم همه یار شدند !

پنجشنبه هجدهم مرداد 1386

 

 

از وقتی ساعت نمی بندم ، گذر زمان هم از دستم در رفته

 

 

دیگر همیشه دیر است

+ ساعت 15:10توسطسایلاس |

سرطان

شنبه سیزدهم مرداد 1386

 

 

ایکاش روزی فرا برسد

 

که این سرطان کوفتی ٬

کوله بارش رو برداره و گم شه

 

 

کی میدونه چرا دور و وریای من به عناوین مختلف هی فرت و فرت سرطان میگیرن ؟؟؟ میمیرن ٬ عمل میکنن ٬ و شاید هم می مانند ...

 

یعنی فک میکنه ممکنه منم یه روز ... ؟

 

 

پ.ن : سادگی هیچگاه نفهمید که چه بر سر زمینیان آورد ...

پ.ن ۲ : این عکس اتفاقی بود - قرار بود پشت میله ها بیفته اما فقط میله ها افتادن ... عجب تصادف جالبی ...

یعنی میله هام می فهمن ؟؟؟

 

 

 

                                 

 

 

+ ساعت 22:45توسطسایلاس |