تبليغاتX
2×0=0

2×0=0
چه دانٍستن های تلخی ...

زهی خیال باطل ...

پنجشنبه چهاردهم تیر 1386

 

 

 

 

خیلی لحظه ی قشنگیه ...

وقتی با دقت و وقت و حوصله رو یه نقاشی کار میکنی و تمام خطوطشو با تمام وجود میکشی ،  خصوصا چشمها رو . چشمها مهم ترین قسمتان اگه نظر منو بپرسی ... !

بعد سر یه اشتباه کوچیک رو مژه ها ...

وقتی سرتو میاری عقب میبینی اصلا اون چیزی که می خواستی نشده ! یعنی گند شده ... زشت ...

و با همون مدادی که نقاشی رو باهاش کشیدی همه ی اونو سیاه میکنی همه ی خطوطشو . و در عوض خطوط سیاه بی نظمی که همه ی صفحه رو پوشوندن جایگزین میشن . و از کل نقاشی عزیزت فقط یه صفحه میمونه ، یه صفحه ی سیاه .

که بزودی مچاله م میشه ! و میره تو سطل

 

 

اما بعد ،

یه نفر دستشو میذاره رو شونت ، و یه لبخند تلخ تحویلت میده .

دستشو میکنه تو سطل و اون تیکه کاغذ مچاله شده رو بیرون میاره و بازش میکنه . چروکاشو در حد ممکن صاف میکنه و اونو می چسبونه به سقف بالای تختت . زیرشم بزرگ مینویسه :

 

 

افکارتو مچاله نکن .

 

خیلی باحاله که هر دفه که چشاتو وا میکنی اون پیغام رو ببینی .

و علاوه بر این ،

به یاد شخصی بیفتی که واسه افکارت ارزش قایله ...

 

 

 

 

یو ! افکارتو مچاله نکن ! بت کمک نمیکنه !

 

 

 

 

پ.ن :

 

د اشتباه کردی دیگه ! این فقط یه خیاله یه خیال باطل . هیچ کس ورقه های مچاله شده تو سطل من رو اعم از نقاشی و نوشته و پیغامهای تایپ شده ، باز نمی کنه . یعنی نگاه هم نمیکنه چه برسه به باز ! میدونی چرا ؟ چون آدمی وجود نداره که براشون ارزش قایل باشه . واسه افکار من ، چرت و پرتای مغز من !!

 

به جاش خودم یاد گرفتم ،

 

که هرگز هرگز هرگز چیزی رو پاره نکنم .

چون بعدش ( شاید 4 ماه بعد ) پشیمون میشم ... !!

 

پ.ن 2 :

 

هیچ دانی حال ما با حادثات زندگی ؟ د همین دیگه ! ندانی !

 

پ.ن 3 :

 

آی آدمایی که ماشین لینکولن سوار میشین ،

 

خوش به حالتون !

 

 

پ.ن 4 :

 

ســـــــــــــرتـــــــــــــو بکــــــــــــــــــــــــــوب

به دیـــــــــــــــــــــــوار !!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                       

+ ساعت 16:17توسطسایلاس |

THE END

یکشنبه دهم تیر 1386

 

Hey U !

Is smiling so far away … ?

Ok …

Cut it out !

Don't you think … ?

 

 

……………………………………………………………………………………………

 

ساعت 12:01 نیمه شب

 

 

- Is today a very big day ?! …

 

( هه ! زهی خیال باطل ... )

 

- No , it's one just like others …

 

(در حالیکه کفشش را از چاله پر از گل در می آورد )

 

- Yes , I see …

 

 

.................................................................................................................

 

 

RESPONSIBLE 

 

of everything

 

 

 

……………………………………………………………………………………………

 

And it's exactly the meaning of … :

 

When the hell freeze over

 

 

…………………………………………………………………………………………….

 

 

 

Yeah , That's the end of That

 

The end of me

The end of you

And the END of the WORLD

 

….. !! …..

 

 

 

 

 

پ.ن :

 

یاد باد آن روزگاران که ملائک در میخانه زدند و گفتند که دیوانه نی ای لایق این خانه نی ای رفتم و یوسف گمگشته باز آید به کنعان که هر کس که روزی یار بود اینجا مرا فاش میگویم و هجرت سرابی بود و بس از شرم این صد چهره ها در دل و جان خانه کردی عاقبت مرا در مجلس شادی مخوایند که آمدی جانم به قربانت ولی کلبه احزان شود روزی ما ز اینجا و از آنجا رفتم و سر مست شدم ....

 

پ.ن 2 :

 

 

.         .          .

 

 

پ.ن 3 :

 

 

Do you know where the bank is ?!

 

 

پ.ن 4 :

 

 

من همچنان به رامین گلبخش فک میکنم ، یو چطور ؟

 

 

پ.ن 5 :

 

 

"دلیل" چیست که اینگونه زندگی ما را به بازی گرفته است ؟! لعنت بر هر چه مزاحم تلفنیست !!

 

 

پ.ن 6 :

 

 

.                            .                                  .                                 .

 

 

پ.ن 7 :

 

من                    ... ( ما ؟! هه !! )

 

تو                      غریبه ها

 

ایشون                سایرین

 

 

 

 

 

 

 

+ ساعت 13:28توسطسایلاس |

دوشنبه چهارم تیر 1386

این متن مال وبلاگ "چه دور است خدایی که در این نزدیکیست" ه و ... اگه خواستی تو هم بذارش تو وبت ... :

 

 

 

 

به نام خدا

هموطنان عزیز در هفدهم آذر ماه 1385 ساعت 5:30 غروب فردی از خدا بی خبر به وسیله چاقو فرزندمان را به نام رامین گلبخش که راننده آژانس بوده در بلوار ابوذر تهران بین پل اول و دوم سر کوچه مرغ یکتا پارس به قتل رسانده است،گویا آن شخص مسافر بوده...از کسانیکه از قاتل یا چگونگی این واقعه اطلاعاتی هر چند جزئی دارند و یا با رامین آشنا بوده اند و از خصومتهای وی اطلاعاتی دارند عاجزانه تقاضا میشود به خاطر خدا با این شماره تماس حاصل فرمایند...

۰۹۱۲۶۴۴۷۳۳۹_۳۳۷۱۶۳۲۹

اجرتان با خداوند،در ضمن مژدگانی محفوظ میباشد.

با تشکر خانواده همیشه داغدار رامین گلبخش

...

 

 

 چیه اگه مشتاق شدی بدونی قضیه چیه میتونی به اون وب سر بزنی ...

+ ساعت 21:26توسطسایلاس |

... As you wish

جمعه یکم تیر 1386

 

 

اِ مثل اشتباه

ب مثل بزدل ( بودا ! )

پ مثل پررو ... ( پرستو ... ! ) ( پرتاب )

ت مثل تو ! ( بازم تو ؟! ) شایدم تنفر ! ( پس تکلیف توهم و تلنگر چی میشه ؟ )

ث مثل ثریا ! ( به جان تو ! )

ج مثل جرئت ( جوش ، ( + - خروش ) )

چ مثل چون ( چی ؟! ) ( چشم ؟! )

ح مثل حیوان ( حوا شاید ، و حتی حتی )

خ مثل خشم ( خر ؟! ) و خسته ... ! ( و حتی خون ) ---- > خواب !!

د مثل دعوا ( دورو ) ( دود ؟! ---- > خاکستری !! ) ( دیوونه ... ) !

ذ مثل ...

ر مثل رذل ... ( ریاکار ) ، حتی رویا

ز مثل زوزه ، یا زشت و نه زیبا ( زورگو ؟! ) – (زرتشت ! )

ژ مثل ژولین ( حتی ژولیده )

س مثل سوزن ( سی ، سی بل ، سوز ، سرما ، سینوس ، سینوزیت ، سنت ، سفت ،سرفه ، سیگار ، و خیلی چیزهای دیگه ) -------- > سنگ ، سیما ، سقوط ، سیاه

ش مثل شر ، شرور ، شیطان ، شیر ( !! ) شرمندت ، شیخ و ... شمع ، شعله ، شب

ص مثل صورت ( اه اه اه اه صورتی )

ض مثل ... مثل ض !

ط مثل طوطی ( حرفم میزنه ؟ ) – طهران ( قدیم )

ظ مثل حدیث ! ( هیچی نپرس )

ع مثل عشق ( ؟! ) و شعور و اعتبار ... / عوضی ! ( الاغ ! ) عرضه ...

غ مثل غژ غژ ، غیژ غیژ ، غر غر ،  غم ( !! ) ( + - غصه ) و غیبت ، غرض غذا ... و غریبه ...

ف مثل فرزند ( + - ی ) مثل فٌک ( !! ) مثل فَک ، مثل فریزر ،

 

مثل فریاد . . .

 

ق مثل قربونت ! ( + - نخواستیم ) ، مثل قیر ( داغ ) ، مثل قید ( و بند ؟ ) مثل قسمت ( قسمت ؟! ) ...

ک مثل کدوم ؟! مثل کر !! ( و احیانا کور !! ) مثل کِی ؟! ( وقت گل نی ! ( هیچگاه ) ... ) مثل کفری ! ... ( کافی نت ! ) ( و کثیف )

گ مثل گور ...

                     ( گورستان ... )

                     گیوه ! گوزن ، گربه ، گیم ... ، گرسنه ...

ل مثل لفاف ، لیوان ، لوبی ، لک ( جوهر ! )

له له ، لوله ...

م مثل مار و هر چیز دیگه ( مرگ ) ( مسخره ) ( مزاحم ) ( من ---- > هه ! ما !! ) ( معرکه ) ( مفت خوری ) ( مهمون ) ( مگه مهربونم وجود داره ؟ )

ن مثل نمیدونم ، نادون ، نفهم ، نخیر ! ... نه ، نچ ( نفی کلا ! ) نیما ، نیکا ، never _  no _ now _ not now _ و حتی نیست ...

و مثل ، مثل و ، مثل وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار ... و وویگولنسج ، ویولن ؟! وقت ... ( زمان ؟! )

ه مثل هوی ( هی ) عمو ! مثل هوا ... ( نفس بکش ! --- > خفه میشم ) مثل هشدار ، مثل ...

 

یاد باد !

 

ی مثل یلدا ، U ?! ، یر به یر ( ؟! ) یوگوسلاوی ( !! ) و یک ، یک ، یک ، یک ...

 

 

 

پ مثل پایان !

ت مثل تمام !

ب مثل برو بخواب ! ( برو گمشو ! ) ( برو نمیر ! )

 

 

 

پ.ن : راستی میای جنجال به پا کنیم ؟ کار سختی نیس ! فقط باید از پ مثل پول ، ع مثل عشق یا ت مثل توجیح ( توجیح ... ) و حتی د مثل دیوار دختر همسایه استفاده کنی ! جنجال به پا میشه ...

 

 

به همین زودی ها !

 

 

+ ساعت 1:10توسطسایلاس |